محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
پيشگفتار و مقدمهء مصحح 10
اشارات ايمانيه ( فارسى )
نگاه مىداشته و علوم رفيع و منيع خود را هم در همانجا تدريس مىكردهاند . و ياقوت حموى در معجم البلدان نيز در ذيل « ريشهر » از نواحى ارّجان فارس مىگويد كه دانشمندان آنجا كتابهاى طب و نجوم و فلسفه را با خط جستق كه به گشته دفتران ( - گشته دبيران ) معروف است مىنويسند . چهار طبقهء ممتاز مردم نزد ايرانيان باستان يعنى استاراشماران ( - منجّمان ) ، زميك پتمانان ( - زمينپيمايان ، مهندسان ) ، پجشكان ( - پزشكان ) و داناكان ( - دانايان ) نشانهء توجّه آنان به علم و معرفت و طبقهء اخير يعنى دانايان همان انديشمندان و حكيماناند كه در آثار اسلامى امثال و حكم و پندها و اندرزها به آنان منسوب است كه فردوسى هم مكرّر اندر مكرّر مىگويد : ز دانا شنيدم من اين داستان . وجود كلمات و اصطلاحات علمى همچون توهم ، تخم ( - هيولى و مادّه ) ، چيهر ( - چهر ، صورت ) و گوهر ( - جوهر ) و همچنين كتابهايى همچون البزيدج فى المواليد ( بزيدج - در پهلوى ويچيتك و در فارسى گزيده و در عربى المختارات ) ، و الاندرزغر فى المواليد ( اندرزغر - اندرزگر ) نشانهء جريان علمى در آن روزگار بوده است . همين جريان بود كه وقتى در زمان انوشيروان ژوستىنين امپراطور روم مدارس آتن را بست تنى چند از فيلسوفان يونانى به ايران پناهنده شدند و آنجا را مكان نعيم و جاى سلامت براى خود يافتند . اينكه پيامبر اكرم ( ص ) سلمان فارسى را از خاندان خود به شمار آورد كه سلمان منّا أهل البيت . و وقتى ابتكار او را در حفر خندق ( - كندك ) مشاهده فرمود دست بر زانوى او زد و فرمود : لو كان العلم بالثّريا لناله رجال من فارس . اگر دانش در ستارهء پروين بودى مردانى از ايران بدان دست يافتندى ، گواهى صادق بر پيشينهء علم و علمدوستى ايرانيان باستان است . سرمايههاى علمى ايرانيان تا زمانهاى بعد در گنجخانهها و كتابخانهها نگهدارى مىشده و مورد نسخهبردارى و استفاده قرار مىگرفته است . ابن طيفور در كتاب بغداد خود از مردى به نام عتّابى نقل مىكند كه كتابهاى فارسى كتابخانههاى مرو و نيشابور را استنساخ مىكرده و وقتى از او پرسيدند چرا اين كتابها را بازنويسى مىكنى او پاسخ داد :